تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    سلام آقای مهربونی ها

    آقا کجایی؟

    حالت خوبه؟ از دست من راضی هستی؟

    آقا میدونم منتظر خوبی نیستم. ولی دلم میخواد باشم. این دفعه میخوام یه کاری کنم.

    شنیدم پیام دادی دلت از ما شیعه ها خون شده. آقا شنیدم پیر شدی. شنیدم شکسته شدی. شنیدم به خاط ما پیش خدا گریه میکنی. آقا منم گریه میکنم. میدونی چرا؟؟؟ آره میدونی بهت گفتم

    آقا پیامت بهمون رسیده: من دلم میخواد اونی بشم که تو میخوای، ولی آقا جان تو که میدونی توی این خیابونا چه خبره. تو که میدونی خوب موندن سخت شده. بدون کمک خودت که نمی تونم. کمک کن.

    آقا دل منم خون شده.

    چادر مادرت، میراث مادرت به همه دخترا اقتاده زمین، خاکی شده. کمک کن تا چادر مادرت به جاش برگرده

    "روی سر"

    آقا ما پسرا هم یادمون رفته. بعد از پدرت علی (ع)، امام حسن(ع) بابای یتیما شد. بعد از امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و بعد همه اونا شما. ولی حالا که نداریمت کیسه نون و خرما روی زمین مونده. کمک کن کیسه رو برداریم به خونه یتیما سری بزنیم.

    آقا شرمندتم

    "منتظر همیشگی"


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : شنیدم ,میدونی ,امام ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 4 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر